حملونقل فرسوده یکی از مهمترین عوامل آلودگی است
به گزارش پایگاه خبری سیمین ، تعطیلی مدارس، دانشگاهها و ادارات در استان البرز بار دیگر نشان داد که مدیریت بحران آلودگی هوا در ایران همچنان بر پایه تصمیمات اضطراری و کوتاهمدت بنا شده است.
این سیاستها شاید برای چند روز از شدت تردد بکاهند، اما ریشه های بحران را دستنخورده باقی میگذارند.
خودروهای شخصی و اتوبوسهای قدیمی، بدون استانداردهای آلایندگی، سهم بزرگی در تولید ذرات معلق دارند. طرح زوج و فرد از درب منزل، تنها یک مُسکن است و بدون نوسازی ناوگان عمومی، تأثیر جدی ندارد.
صنایع سنگین نیز نقش پررنگی دارند. کارخانههای سیمان، فولاد و پتروشیمی اطراف کرج و تهران، بدون فیلترهای کارآمد، حجم عظیمی از آلایندهها را وارد هوا میکنند.
در کنار این، نیروگاهها با مازوت سوزی بحران را تشدید میکنند. مازوت بهعنوان سوخت اضطراری در روزهای سرد استفاده میشود و به دلیل گوگرد بالا، ذرات سرطانزا تولید میکند.
در روزهایی که گاز طبیعی کم میآید، نیروگاهها به مازوت سوزی روی میآورند و همین کافی است تا شاخص آلودگی به مرز هشدار برسد.
تخریب محیطزیست و نابودی پوشش گیاهی نیز ظرفیت طبیعی پالایش هوا را کاهش داده و بحران را تشدید کرده است.
توسعه بیرویه شهری، تراکم بالای جمعیت و نبود برنامهریزی پایدار برای حملونقل عمومی، همه به تشدید آلودگی کمک کردهاند.
تعطیلی مدارس و ادارات، تنها کاهش موقت تردد را به همراه دارد و پس از بازگشت به روال عادی، آلودگی دوباره اوج میگیرد.
این سیاستها بار آموزشی و اقتصادی سنگینی بر جامعه تحمیل میکنند، بدون آنکه به ریشههای بحران بپردازند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حتی با تعطیلیهای مکرر، شاخصهای آلودگی تغییر چشمگیری نداشتهاند.
راهکارهای پایدار نیازمند نگاه جدی و بلندمدت هستند.
نوسازی ناوگان حملونقل عمومی و جایگزینی خودروهای فرسوده با اتوبوسهای برقی یا هیبریدی و توسعه خطوط مترو و قطار شهری میتواند کاهش مستقیم آلایندهها را به همراه داشته باشد و مردم را از خودروهای شخصی بینیاز کند.
پایان دادن به مازوتسوزی در نیروگاهها از طریق سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و مدیریت بهتر شبکه گاز طبیعی، یکی از کلیدیترین اقدامات است. کنترل و پایش صنایع آلاینده با نصب فیلترهای پیشرفته، پایش آنلاین خروجی دودکشها و اعمال جریمههای سنگین برای صنایع متخلف، میتواند آلایندههای صنعتی را بهطور جدی کاهش دهد.
احیای پوشش گیاهی و جنگلها با توسعه کمربند سبز اطراف شهرها، کاشت درختان مقاوم به خشکی و جلوگیری از تغییر کاربری زمینهای طبیعی، ظرفیت طبیعی جذب دیاکسیدکربن و ذرات معلق را افزایش میدهد و کیفیت زندگی شهری را بهبود میبخشد.
مدیریت شهری هوشمند با طراحی شهرهای کمکربن (شهرهایی که با انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل پایدار و زیرساختهای سبز، میزان انتشار گازهای گلخانهای خود را به حداقل میرسانند) و توسعه مسیرهای دوچرخهسواری و محدودیت ساختوساز در مناطق پرتراکم، میتواند وابستگی به خودروهای شخصی را کاهش دهد.
در کنار این اقدامات، فرهنگسازی و مشارکت عمومی اهمیت ویژهای دارد. آموزش شهروندان درباره اثرات آلودگی، تشویق به استفاده از حملونقل عمومی و ایجاد مشوقهای مالی برای خرید خودروهای کم مصرف یا برقی، تغییر رفتار اجتماعی را رقم میزند.
بحران آلودگی هوا در البرز و دیگر کلان شهرهای ایران، تنها با تعطیلی مدارس و ادارات حل نمیشود.
این بحران نیازمند اصلاحات ساختاری، سرمایهگذاری بلندمدت و مشارکت اجتماعی است.
پایان دادن به مازوت سوزی، نوسازی ناوگان حملونقل، کنترل صنایع، توسعه فضای سبز و مدیریت شهری هوشمند، تنها بخشی از مسیر طولانی اما ضروری برای رسیدن به هوای پاک است.
خبرنگار : ساناز بهنام گهر
تمام/