خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین، جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد
به قلم :دکتر عباس علی اخوان ارمکی
به گزارش پایگاه خبری سیمین ، حماسه جاویدان عاشورا، تنها یک رویداد تاریخی در سرزمین کربلا در سال ۶۱ هجری قمری نیست، بلکه فرهنگی عمیق، پویا و زنده ای است، که در طول بیش از چهارده قرن، هویت و اندیشه شیعیان را شکل داده و به عنوان یک جریان همیشه جوشان در عرصههای عاطفی، سیاسی، اجتماعی و ادبی تمدن اسلامی ایفای نقش کرده است.
این نهضت، که با ایثار و فداکاری سیدالشهداء امام حسین (علیهالسلام) و یاران باوفایش در برابر طاغوت زمان تجسم یافت، از همان آغاز نه تنها یک اقدام نظامی، بلکه یک مکتب فکری برای مبارزه با ظلم، احیای ارزشهای انسانی و الهی و روشنگر چراغ هدایت برای همیشه تاریخ بوده است.
عاشورا در ذهن شیعیان از یک واقعه تلخ در تقویم اسلامی فراتر رفته است؛ این حادثه به مثابه قیامتی در خلق عالم به شمارآمده، که گستره تأثیر آن از ژرفای جان انسانها تا افلاک و حتی بارگاه قدس الهی امتداد یافته است.
از اینرو، در فرهنگ شیعی، زنده نگه داشتن یاد و پیام این حماسه، نه صرفاً یک رسم عاطفی، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای صیانت از دین، بیداری وجدانها، ستمستیزی، حمایت از مظلومان و انتقال میراث گرانبهای فرهنگ اسلامی به نسلهای آینده تلقی می شود.
ائمه معصومین (علیهمالسلام) همواره با تأکید بر گریه، نوحهسرایی و برگزاری مجالس عزاداری، شاعران و مرثیهخوانان را به خلق آثاری که این مفاهیم والا را ماندگار کند، تشویق میفرموده اند.
در این میان، نقش شاعران و ادیبان در بازآفرینی و انتقال حماسه عاشورا از زبانی سوزناک و تأثیرگذار، نقشی کلیدی و بیبدیل دارد.
در طول تاریخ ادب فارسی، شاعران بسیاری با سرودن اشعار ماندگار در رثای سالار شهیدان در این رسالت بزرگ سهیم بودهاند. از نخستین سوگنامههای پارسی تا اشعار حماسی و عرفانی قرون بعدی، همواره غم و رنج اهل البیت (علیه السلام) دستمایه خلق آثاری شده، که مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است.
با این حال، نقطه عطف و اوج عاشوراسرایی در ادبیات فارسی را بیشک باید در عصر صفوی و در شاهکار جاودانه شمسالشعرای کاشانی، مولانا کمالالدین علی محتشم، جستجو کرد.
ترکیببند معروف او که با مطلع پرشور «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» آغاز میشود، نه یک مرثیه ساده، بلکه یک حماسه کیهانی، یک روایت چندلایه و یک اثر هنری تمامعیار است که در آن، تاریخ، حماسه، عرفان، مظلومیت و شور عاطفی چنان با یکدیگر درآمیختهاند، که پس از گذشت بیش از چهار قرن، هنوز هم در مجالس سوگواری، مساجد و تکایا، جان عزاداران را به لرزه در می آورد و اشکها را جاری میسازد.
ما هم آنگاه که از دریچه ذوق و مطالعه، با قامت رعنا و ستبر ترکیببند محتشم آشنا شدیم، تاب سکوت نیاوردیم، دریافتیم که این اثر، نه فقط درخور خواندن در مجالس و سوگواریها، بلکه شایسته واکاوی و تدقیق علمی و عاشقانه است.
زیرا رازی در این ابیات نهفته بود که نمیگذاشت از کنارش به سادگی عبور کنیم؛ اسراری که در عین سادگی ظاهری، پیچیدهترین لایههای ادبیات فارسی و عرفان شیعی را در دل خود جای داده است.
چرا محتشم؟ و چرا این ترکیببند؟
پاسخ این پرسش، کلید ورود به کنگره ملی شعر محتشم سرآمد عاشورا سرایان شد. در میان صدها شاعر مرثیهسرا در طول تاریخ ادبیات فارسی، محتشم به مدد طراوت نگاه، نبوغ زبانی و اخلاص بیکران عاطفی خویش، به اوجی رسیده است، که پیشینیان به آن دست نیافتند و پسینیان نیز، در بهترین تقلیدهایشان، از آن فروتر مانده اند.
این قله نشینی، حادثهای نیست که صرفاً به شاعری خوش ذوق نسبت داده شود. بلکه آمیزهای از چند عامل بنیادین است: نخست، آشنایی عمیق محتشم با منابع اسلامی و احادیث اهلالبیت (علیه السلام) که هر واژه را در معنایی دقیق و قرآنی به کار میگیرد.
دوم، زیستن در دوران بلوغ شیعی عصر صفوی، که فضایی برای تثبیت این مراثی و تبدیل آن به گفتمان غالب فرهنگی فراهم آمده است و سوم دلیل که مهمتر از همه این هاست، سوز درونی شاعر است، که باعث شده، همچون تیرانداز ماهری، کلام خویش را مستقیم به قلب مخاطب بنشاند.
امّا آنچه باعث شد، این ترکیببند از یک شعر تاریخیِ صرف به یک پدیده زنده تبدیل شود، ساختار چندلایه و شخصیتپردازی عمیق آن است. محتشم، در این دوازدهبند، نه تنها «چه شد» را روایت میکند، بلکه از زبان شاهدان بینشانی چون حضرت زینب (سلام الله علیها) و عناصر کیهانی چون خورشید، چرخ و فرشتگان، «چرا و چگونه» را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد.
او با پارادکسهایی که ظاهراً متناقضنما هستند – مانند: «خاتم سلیمان تشنه» یا «قیامت بینفخ صور» – حقیقتی ژرفتر از آنچه در واقعهنگاری تاریخی میگنجد، آشکار میسازد.
این کنگره با هدف کندوکاو در ابعاد مختلف این شاهکار ادبی و بررسی رازها و عوامل جاودانگی آن، به تحلیل نقش عاشورا در اندیشه شیعی، سیر تاریخی عاشوراسرایی در ادب فارسی تا عصر صفوی و در نهایت، به موشکافی دقیق سبک، مضمونسازی، شخصیتپردازی، تصویرسازی و تبیین واقعیتها در ترکیببند ناب محتشم بپردازد.
این کنگره ملی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی پایه گذاری گردیده، که چه عناصر و عواملی سبب شده است، تا این اثر واحد، از میان انبوه مرثیههای سرودهشده، به اوجی دستنیافتنی، در ادب آیینی فارسی دست یابد و همچنان به عنوان زبان مشترک سوگواری شیعیان در سراسر عالم شناخته شود.
ما باور داریم، برگزاری کنگره ملی محتشم سرآمد عاشوراسرایان که افتتاحیه آن در مقبره آن بزرگوار در کاشان بوده است و بعد از برنامه جنبی، اختتامیه اش در 16 مرداد در دهستان ارمک برگزار و از کتاب محتشم سرآمد عاشوراسرایان رونمایی و از سه تن پیر غلامان حسینی قدردانی خواهد شد، بدون عنایت خاندان عصمت و طهارت (علیه السلام) به اهدافمان نمی رسیم. این کنگره گرچه نمی تواند واقعه کربلا را از ترکیب بند محتشم آنگونه که هست توصیف نماید، اما تلاش کرده ایم، تا گوشهای از عظمت آن حماسه را در آیینه کلام زیبای محتشم به شیفتگان بنمایانیم.
اگر در این کنگره، اندکی از آن «دود صبحِ تیره» و آن «شورش خلق عالم» به تصویر کشیده شده باشد، این خود بزرگترین غنیمت است، که باور داریم این کوشش، قطرهای در برابر اقیانوس بیکران ادب حسینی محسوب میشود.
از خداوند منّان میخواهم که این کار ناچیز را در پیشگاه حضرت اباعبداللهالحسین (علیه السلام) و بازماندگان داغدیدهاش، خاصه حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) و حضرت سجاد (علیه السلام)، که سلسلهجنبان این نهضت عظیم فرهنگی بوده اند، پذیرفته و مقبول دارد و از همه بزرگواران ، عاجزانه تقاضای دعای خیر و راهنمایی داریم.
در پایان، این بیت از خود محتشم را، که گواه اصلی این کنگره است، زمزمه میکنیم، باشد که مشتاقان کوی حسین (علیه السلام) در همه اعصار، این اشک خونین را در سوگ آن حضرت، تا قیامت، جاری سازند؛
«خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین، جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد»