به گزارش پایگاه خبری سیمین ، در جنگ رمضان شهرداری نیاسر نخست غسال خانه قبرستان قدیمی را تخریب کرد که به گفته اهالی، برای کمک به قشر بی بضاعت ، خودمان با کمک های مردمی به ساخت غسال خانه در مجاورت قبرستان قدیمی پرداخته بودیم اما شهردار بدون جایگزین و بدون کسب رضایت مردمی به تخریب این بنا پرداخت .
بعد در فاصله چند روز به ساخت بنایی شبیه مغازه در حریم چشمه اسکندریه و آتشکده ساسانی پرداخت که در اصل کاربری این مکان صخره است .
به گفته اهالی ، سالها قبل به بهانه سرویس بهداشتی و پارک برای مسجد ، صخره بسیار زیبا کنار چشمه و حریم آتشکده را تخریب کردند و در جنگ رمضان، شهردار نیاسر ناگهان به تخریب همین پارک و ساخت بنایی شبیه مغازه پرداخت که با واکنش شدید مردمی همراه شد اما احسان کوزه گر در پاسخ پیگیری خبرنگار سیمین ، این ساخت و ساز را انکار کرد .
در نهایت در همین ایام، شهرداری به سراغ خانه قدیمی که در قلب قلعه تاریخی است می رود که با واکنش شدید مردمی به ویژه بانوان مطالبه گر ، مواجه می شود.
روایت تکان دهنده یکی از مالکان خانه قدیمی را بخوانید
یکی از مالکان این خانه قدیمی در قلعه تاریخی، می گوید : با تماس تلفنی از شهر نیاسر مطلع شدم که شهرداری به سراغ خانه پدریمان آمده است مگر چنین چیزی امکان دارد ما چند نفر مالک این خانه هستیم و چنین توافقی نکرده ایم و از سوی دیگر در این شرایط جنگی و مادرم پیر و بیمار و سالخورده ، حال تخریب این خانه ، از واجبات نیست .
سریع از کاشان به نیاسر و به سراغ شهردار نیاسر رفتم که البته در مسیر و در شهر و شهرداری نیاسر ، همه به اتفاق به من هشدار می دادند که اینجا وقت تلف نکن شهردار با همین تیم خاص است و اگر به حوزه قضایی و میراث فرهنگی مراجعه نکنید خانه پدرتان را خراب می کنند .
با خودم گفتم مگر چنین کاری امکان دارد پدرم بخشی از این ملک را به من واگذار و بخش دیگری نیز مهریه مادر بیمار و سالخورده ام است ما که خانه را به فرد دیگری واگذار نکرده ایم و اصلا تیم خاص یعنی چی و چکار به این خانه قدیمی دارند؟
به هر جهت با نگرانی زیاد به شهرداری نیاسر رسیدم و نزد شهردار نیاسر رفتم و گفتم آقای شهردار این مدارک مالکیت ماست و چه شده است مادرم آلزایمر دارد و سالخورده است و جایی برای ماندن ندارد این عجله برای چیست ؟
شهردار نیاسر بسیار خونسرد . بدون توجه به مدارک و نگرانی من ، گفت : ما سند را می شناسیم و خواهر شما سند مالکیت دارد ، بسیار شوکه و متعجب و نگران شدم اما باز خواهش کردم که فرصتی بدهید تا بفهمیم چه شده است که شهردار نیاسر ، گفت باشد ،می گویم فعلا دست نگه دارند .
بعد از بیرون آمدن از اتاق اقای شهردار ، دیگر توان راه رفتن نداشتم به سختی خود را به کنار جدول ها رساندم و نشستم ، فردی به کنارم آمد و گفت می دانی خواهرت با هماهنگی شهرداری در کنار خانه پدرت و در بافت تاریخی ، ساختمانی بدون پروانه می سازد حتی در ماده صد هم مطرح شده اما باز هم خلاف می سازد قصد دارند این خانه پدری را جایگزین این خلاف کنند این ها تیم فلانی هستند و به این شکل موفق نمی شوید و شهردار،هم با این تیم است .
دیگر نمی دانستم چه بگویم ، هر لحظه بیشتر از قبل، دنیا روی سرم خراب می شد این تیم دیگر چیست که از آن سخن می گویند و اینها چه می گویند؟ و در واقع خواهرم چگونه سند گرفته است؟
خلاصه به خودم دل داری دادم که اینها همه با شهردار خوب نیستند و یک چیزهایی می گویند شهردار به من قول داد دست نگه دارد.
زمانی که به کاشان آمدم دیگر ساعت اداری تمام شده بود ساعت ۶ صبح فردا با تماسی از نیاسر از خواب بیدار شدم و گفتند که قبل از ساعت اداری از شهرداری آمده اند و خانه پدرتان را متر می کنند خدای من ، هنوز ۲۴ ساعت از قول آقای شهردار نگذشته است و آن زمان، متوجه شدم که مردم نیاسر چه می گویند.
از سوی دیگر بانوان مطالبه گر در این بین به سراغ اداره میراث فرهنگی کاشان و رسانه رفته بودند و مدیر میراث فرهنگی کاشان بعد از بازدید از قلعه تاریخی ، خانه قدیمی را در دستور کار گذاشت و در نهایت با دستور قضایی ، عملیات شهرداری متوقف شد.
اما من هم دیگر این تیم خاص را می شناسم و به مانند مردم نیاسر ، بسیارنگران شهر و شهروندان هستم و از بانوان مطالبه گر که در این شرایط جنگی چون مادری دلسوز و فداکار برای شهر و آثار تاریخی ، سربازانی مدافع بودند قدردانی می کنم.
تمام