تربیت مدیران لایق نیاز جامعه امروز ایران است
به گزارش پایگاه خبری سیمین ، جنگی که طی یک سال در دو مرحله ، آمریکا ، بر ایران تحمیل کرد حاصل سالها ستیز و نگرانی ابرقدرتها از تفکر ایران است.
تا قبل از جنگ ، نقش تنگه هرمز حتی در داخل ایران هم مشخص نبود ، فقط و صرفا موضوع هسته ای شدن ایران و دستاوردهای آن و نیروگاه ها را مورد بحث و بررسی قرار می دادند .
ایران در جنگ از موشک هایی رونمایی کرد که اقتصاد دنیا را تحت تاثیر قرار دارد .
آنچه در دوران معاصر با آن مواجه هستیم دیگر پیروزی در جنگ نظامی مد نظر نیست دستاوردهای تفکر یک کشور است که حتی مسیر دیگر کشورها را هم دستخوش تحول قرار می دهد .
در کنار نقش راهبردی تنگه هرمز مهمترین نقش ایران ، تفکر نظامی ، امنیتی ، علمی ایران بود که طی این سالهای سخت تحریم ها و تهدید ها ، تبدیل به فرصت نظامی شده بود و دانشمندان ایران را به ساخت موشک های قدرتمند سوق داده بود و علاوه بر آن استراتژیک جنگی را طراحی کرده بودند.
این همان قدرت ایران است که طی چندین ماه مقاومت در برابر جنگ با چند ابرقدرت ، بیان شد که انرژی دنیا در خاورمیانه و البته از ایران سرنوشت ساز می شود و ایران کشوری نیست که با تهدید و زور ، تن به خواسته های دشمن بدهد .
اما و اما نقطه ضعف هر کشوری را باید در بدنه قدرت آن جستجو کرد تا قبل از پایان عمر مفید دولت ، تهدید ها تبدیل به فرصت شود .
جنگ ایران و امریکا در داخل کشور نیز پرده دری کرد و آن هم بر می گردد به چند دهه عملکرد دولت ها که رضایت حداکثری مردم را به همراه نداشت و ندارد .
اکنون و امروز، سپاه پاسداران ، نیرهای ارتش ، نظامی ، نظارتی ، امنیتی و… در کل نیروهایی که وظیفه حفظ مرزها و آب و خاک کشور را برعهده داشتند پاسخگو هستند و با جان و تکنولوژی جنگی ،در برابر متجاوزین به خاک کشور ایستاده اند.
اما آیا دولت می تواند چنین پاسخگوی کشور باشد البته تنها منظور نگارنده متن ، این دولت نیست بلکه همه دولت هایی که در ایران طی این سالها بر سر کار آمدند مهمترین معضل را زمانی شکل دادند که مدیر و نیروی انسانی خوب تربیت نکردند .
زمانی که عملکرد برخی مدیران را رصد می کنیم انگار اصلا از این کشور نیستند انگار این کشور در جنگ و تهدید نیست و انگار اصلا از مسئولیت خود بی اطلاع هستند .
با غم و مشکلات مردم بیگانه و انگار و تنها برای تضمین آینده همسر و فرزندان خود و برای ایجاد پل ارتباطی برای کسب منافع بیشتر این مسئولیت را پذیرفته اند و این همان خط قرمز است که ایران ، آرام آرام ، به آن نزدیک می شود و اگر اکنون و در همین لحظه برای آن چاره ای اندیشه نشود ایران را در سراشیبی سختی قرار خواهد داد که از جنگ ایران و امریکا ، پرهزینه تر خواهد بود.
این همان دستاوردی است که امروز ترامپ در جنگ با ایران به دست آورد و فهمید تنها راه شکست ایران نارضایتی مردمی است و حال به دنبال آن است تا از این روزنه ایران را با شکست سنگین و فروپاشی سختی مواجه کند.
در حالی که ایران قدرت ساختن دارد و این قدرت را در این جنگ به اثبات رساند چرا که مهمترین ابزار قدرتمندی ایران ، مردمان سخت کوش و همراه آن است اما قدرشناسی از این قدرت، بسیار نکته ی پراهمیتی است که نباید تبدیل به ناامیدی و بی اعتمادی مردمی شود که این برخی مدیران ضعیف در بدنه دولت ، کلید این بی اعتمادی هستند .
تمام